السيد موسى الشبيري الزنجاني
1508
كتاب النكاح ( فارسى )
ترديد ، يعنى بعضى دخترها زودتر آمادگى دارند كه ملاك در آنها نه سال است و بعضى ديرتر . نقد استاد - مدّ ظلّه - بعضى دخترها در ده سالگى هم آمادگى ندارند ، بلكه اكثريت هم همين جور هستند . چرا اين ترديد فقط بين 9 و 10 آمده است ؟ بلى اگر آمادگى در سن نه و ده سال شايع و در سنين ديگر شاذ بود اين انحصار و تنويع وجهى پيدا مىكرد . ان قلت : در اماكن گرم همچون حجاز ، آمادگى تا ده سال معمولًا حاصل مىشود و روايت را مىتوان بدان حمل كرد . قلت : اين امر كافى نيست زيرا اكثر سائلين ، عراقى و بيشتر آنها كوفى هستند ، بعلاوه امام ضابط كلى را مطرح مىفرمايند بويژه سائل شخص مثل زراره است كه فقيه كوفه مىباشد و سؤالات علمى او در استصحاب و . . . مشهور است كه از آنها قاعده كليّه اصطياد مىشود . البته اگر گفته شود اين جمع تبرعى است و شاهد جمع مىخواهد صحيح نيست چون يكى از معانى « او » تنويع است و شاهد جمع در جائى لازم است كه خلاف ظاهر باشد ، امّا حمل كلمه به يكى از معانى مشترك به قرينه ساير روايات اشكال ندارد . در عين حال همانگونه كه عرض كرديم به نظر ما حمل به تنويع محل اشكال است . توجيه دوم : ترديد از راوى باشد اينهم بعيد است چون تنها زراره نيست أبو بصير هم ترديد كرده است . بعلاوه لسان ترديد در جائى است كه مثلًا « أو قال » گفته باشد و قاعدهاش اين بود كه بگويد : « قال كذا أو قال كذا » ، بلكه روايت زراره بنابر نقل شيخ در تهذيب و صدوق در خصال زيادتى دارد كه صريح است در اين كه ترديد از امام عليه السلام بوده ، در اين دو كتاب پس از نقل روايت اين زيادتى را افزوده " قال انى سمعته يقول : تسع سنين او عشر سنين " ، ذكر اين زياده از سوى راوى به جهت دفع احتمال ترديد از سوى راوى است . توجيه سوم : حدّ اخلاقى استحبابى ده سال است و اين در استعمالات شايع است كه به دو اعتبار و نظر به صورت ترديد ذكر مىشود ، يعنى خوبش را بخواهى ده سال و